سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
412
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
آوردم ، وى آن را پخت ، و رسول خدا ( ص ) را دعوت كرديم ، تشريف آورد ، فرمود : سهم زنان مرا جدا كنيد ! نه سهم براى آنها جدا كردم سپس فرمود : سهم پدر و شوهرت را جدا كن ! جدا كردم آنگاه ديگ را بلند كردم ، ديدم هنوز پر است ، پس همهء ما هر مقدار كه خدا خواسته بود از آن خورديم ! » . ( 1 ) دادن غذاى خود به ديگران مفسّران مىگويند : آيهء مباركهء « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » « 1 » دربارهء ايشان نازل شده است . ( 2 ) ابو المجد محمد بن ابى المكارم قزوينى در سال ششصد و بيست و دو در دمشق به نقل از ابو منصور محمد بن اسعد بن محمد عطارى و او از حسين بن مسعود بغوى از قول احمد بن ابراهيم خوارزمى از ابو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم ثعلبى از عبد اللّه بن حامد و او از ابو محمد احمد بن عبد اللّه مزنى به نقل از محمد بن احمد بن سهيل باهلى از عبد الرحمن ابن محمد بن هلال و او از قاسم بن يحيى از قول ابو على عزّى از محمد بن سايب و او از ابو صالح از ابن عبّاس روايت كرده و همچنين مجاهد از ابن عبّاس نقل كرده كه وى دربارهء آيه « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » گفته است : ( 3 ) حسن و حسين ( ع ) مريض شدند ، رسول خدا ( ص ) در حالى كه أبو بكر و عمر همراهش بودند ، از ايشان عيادت كرد و گروهى از مردم عرب نيز به عيادت آنها رفتند ، گفتند : يا ابو الحسن اگر براى شفاى فرزندانت نذرى مىكردى خوب بود هر نذرى را هم كه لازم نيست وفا كنند ! بنابراين مشكلى نيست ! على ( ع ) فرمود : « نذر مىكنم كه اگر پسرانم از اين بيمارى شفا يابند سه روز براى خدا به پاس اين مرحمتش روزه بگيرم » و فاطمه ( ع ) نيز چنين گفت ، و كنيزى داشتند به نام فضه ، او نيز همين سخن را گفت پس آن دو كودك بهبود يافتند در حالى كه نزد آل محمد ( ص ) از كم و زياد هيچ چيز نبود ، على ( ع ) نزد سمعون بن حاناى يهودى رفت و از او سه صاع جو وام گرفت و نزد فاطمه ( ع ) آورد ،
--> ( 1 ) انسان ( 76 ) آيهء 7 : آنان به نذرى كه كردهاند ، وفا مىكنند و از گزند و آسيب روزى ( روز قيامت ) مىترسند كه آسيبش آشكار است .